شعر » ...
پیش نگاه پیر قوم کوچکرده
خاک داغ را از لابهلای انگشتهایش آبشار میسازد
دخترکی با پوست ترکخورده مثل پوستین کویر
بیرون میکشد خود را از دهان چاه
زیر تورم گوشهای بدهکارش نجواکنان
پیرمرد زنمردهی سرزمین از یاد رفته به انتظار اجابت
در خیرگی افقهای گرمازده با کوزهای آب در بغل
به ابرهایی که نیامدند چه میگویی
یادداشت » نظریهی بیانگر : بخش دوم
دوری از جهان معنویات فردی، تخیلات و تجربه های شخصی از خداوند و دوری از نفس شاعرانه، در پی روندهای تاریخی و گرایشات قدرت به اقتصادمندی و علمگرایی و فلسفهی حقوقی به تعبیر دستمزدی، شاعر بودن را هدایت کرده است. در این میان، بازندهی اصلی همواره خود شاعر بوده است. او که زمانی در اوج محبوبیت عمومی قرار داشت، به یکباره به موجودی بیفایده برای قدرت تبدیل شد.
یادداشت » نظریهی بیانگر
پیوستگی نظام زبان و یگانگی فردیت شاعر ، زبان و کلام سبکهای شعری را شکل دادهاند. شعر در گردش چرخهی کارمایی شکل خود در طول تاریخ همگام با تحولات زبانی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و فردی تغییر شکل داده است. این تغییرات بیتناسب با نگرش و فلسفهی حاکم در باب هستیشناسی و زیباییشناسی شعر در مقاطع زمانی مختلف نبوده است. بررسی زیباییشناسی و سبکشناسی حادبیانگری کاری است که بدون شناخت سیر تطوری و تکاملی شعر امکانپذیر نیست.
داستان » ...
پیرهای داکوتا معتقد بودند که آوارگان همیشه در حال فرار از دشمنی خیالی هستند که قصد کشتن آنها را دارد. راندهشدگان از سرزمینهاشان و جسارت فرار هنگامی که در ماهیچههایشان منقبض میشد تا رسیدن به طعم یافتن سرزمینی دیگر که غذا کار و جایی برای خوابیدن دارد، برای شکمهایی که خمیازههای چندروزهشان را رها نمیکنند.
دیدن داکوتا با تمام شکوه باستانیاش، باغها، کاخها و سکوت معبد بزرگ، هنگامی که گروهی آواره به دروازههای قلعه رسیده است.
یادداشت » شاعران مطرود
شاعران ماقبل تاریخ از جادوگرانی بودند که جادوهايشان را طبيعت اجرا میکرد.
آنها پس از شنيدن آخرين زجهی حيوان وحشی در حال مرگ به اجرای نمايش قدردانی از جنگل میپرداختند، با بادها میرقصيدند و با دستهی پرندگان با بالا و پايين بردن دستها کوچ میکردند.
راز سازگاری قبيله را برای طبيعت میخواندند و از رودخانه میگفتند که روزی سنگهايش را پس میگيرد.
یادداشت » وقتی که جنون دوستداشتنی میشود/برای پنجمین سالگرد مهره
فاصلهای که شخصیتهای روایی طی میکنند تا به شخصیتی در روان جمعی تبدیل شوند اعتباری جمعی است که گذشتگان ما به وسیلهی نویسنده و راویاش زمینهی پذیرشهای ذهنی و فرهنگی خود و ما و آنها که میآیند کردهاند
یادداشت » تصورات غالبی و هویت ایرانی
دلیل عدم پذیرش واقعیت و مقاومت در برابر افشاگر باطن ، بیش از هر چیز دیگر حاصل تهدید هویت شخص است . فرد در چنین وضعیتی چهارچوب آشنای شخصیت خویش را مورد تهدید ودر صورت عدم مقاومت از دست رفته می بیند.